همه ميگن كه تو رفتي
همه ميگن كه دوباره دل تنگمو شكستي...دروغه
همه گفتن كه تو رفتي ولي گفتم كه دروغه
بي تو و اسمت عزيزم اينجا خيلي سوت و كوره...
همه ميگن كه عجيبه اگه منتظر بمونم
همه حرفاشون دروغه...تا ابد اينجا ميمونم...
اگه يه روز نميديدمش ديوونه ميشدم... ولي الان خيلي وقته...
چه جوري دلت ميومد ؟
ميشينم به هواي ديدن تو...
بيا ...
تو با اين دل كندن كجا رفتي بي من بگو....
نزديكم به شب رسيدن تو...
بيا...
به هواي خونه بيا...
بيا كه رها شم از اين همه درد...
كه تموم بشه همه فاصله ها...
چه عجیبیم ما انسان ها......
عجیب اندر غریب.....
یا از چیزی تنفر
داریم یا عاشقشیم...!!!!!!!!!!!
حتی ممکنه تا مدت ها یا چند سال عاشق یه چیز باشم ولی بدون مقدمه یا به طور خیلی ناگهانی و احمقانه بزاریمش کنار......
صدا کن مرا
صدای تو خوب است
صدای تو سبزینه ی آن گیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حزن می روید. ![]()
راستشو بخوای نمی دونم چرا ؟![]()
نمی دونم چرا بعضی وقتا این زندگی مثل قهوه تلخه ... و یا بعضی وقت ها هم مثل عسل شیرینه...
ولی هر چی که هست دست خود آدماست...
ما بعضی وقتا زندگی رو واسه همدیگه حتی با گفتن یه جمله ی کوچیک تلخه تلخ یا شیرینه شیرین می کنیم.
دوستان امیدوارم زندگیتون همیشه مثل عسل شیرین باشه.![]()
می خوام از زندگی مرخصی بگیرم.
یه جورایی
می خوام بشم مث آدمای تعطیل
از مث خر درس خوندن
خستم
خستم
خستم
ای اشک می خواهم از تو بپرسم....![]()
چه چیز را؟ ![]()
اینکه چرا و به کدامین گناه گونه هایم سراسر از این باران سیل آسا خویش می شود؟![]()
این روزا فقط منم و کاغذ a4 و اتود آبی رنگم و کارم از صبح تا شب خط خطی کردنه...هه
آهنگ تموم شدو من هنوز دارم به همه ی تو فکر میکنم
... همه ی خودم ..
و همه ی با هم بودنمون
واسه من آغوش گرمت تنهاجای امن دنیاست
آهنگ سامان تو فضای اتاق تنهایی هام پیچیده..
فکر میکنم ..
به اینکه این امنیت تاکی دووم داره...
ساده شده از عشق گذشتن ...
اما من همچنان یه عاشقم و حتی اگه قانون محض باشه نمیتونم ازت بگذرم....
دليل خوبيه نه؟
چه مغرورانه التماس کردیم چه مغرورانه از هم گریختیم
غرور هدیه شیطان بود و عشق هدیه خدا
هدیه شیطان را به هم تقدیم کردیم و هدیه خداوند را از هم پنهان
خوبه دیگه...... اصن می خوای برو بی خیاله ما.......
آره خوب...برو.... خیلی بی شعوری.... دم از عاشقی نزن دیوونه
خدا می دونه تو دلت چیه......
راستی مواظب دزدا هم باش ...... آره.. که از هم جدامون نکنن....
ولی نمی دونم ..... نمی دونم چرا نمی تونیم بی خیاله هم شیم... سخته خوب...
ولی با این حال همه ی حرفام به دوست دارم ختم میشه........
من که خیلی خستم........... نگام کن![]()
خیلی قدی.............قد قدقد
ولی باهمه ی قدیات دوست دارم............
شایدم دارم حزیون می گم.........
ولی تو اینکه دوست دارم مطمئنم...................
شک نکن رفیق.............
ولی خیلی نارحتم........ خوب منم حق ناراحت شدن دارم..... تازه ..ولش کن اصن تقصیر منه![]()
نگفتم عزیزم این کار را نکن
نگفتم برگرد و یک بار دیگر به من فرصت بده
وقتی پرسید دوستش دارم یا نه رویم را برگرداندم
حالا او رفته و من تمام چیزهایی را که نگفتم می شنوم
نگفتم عزیزم متاستفم چون من هم مقصر بودم
نگفتم اختلاف ها را کنار بگذاریم چون آنچه می خواهیم عشق و وفا داری و مهلت است
گفتم اگر راهت را انتخاب کرده ای من آن را سد نخواهم کرد
حالا او رفته و من تمام چیزهایی را که نگفتم می شنوم
او را در آغوش نگرفتم و اشک هایش را پاک نکردم
نگفتم اگر تو نباشی زندگی ام بی معنا خواهد بود
فکر می کردم از تمامی این بازیها خلاص خواهم شد
اما حالا تنها کاری که می کنم گوش دادن به چیزهایی است که نگفتم
نگفتم بارانی ات را در آر..... قهوه درست میکنم و با هم حرف می زنیم
نگفتم جاده ی بیرون خانه طولانی و خلوت و بی انتهاست
گفتم : خدانگهدار . موفق باشی . خدا به همراهت
او رفت و مرا تنها گذاشت تا با تمام آن چیزهایی که نگفتم زندگی کنم...........